|
* این روزا اندازه تموم مدتی که توی این چهارپنج ساله سینما رفتم دارم میرم سینما ! داشتن کارت ویژه مخصوص عکاسان یک توفیق اجباری شد که من بتونم فیلمای ششمین جشنواره فیلم فجر رو ببینم , تا امروز چهار تا فیلم دیدم . و چیزی که منو متعجب کرد تغییر نگاه کارگردانای این فیلمها نسبت به فیلمهای قبلیشون بود , انگار همهء کارگردانا دارن فیسوف میشن , روز اول و دوم رو از دست دادم ولی فیلمهای " صداها " , " صندلی خالی " , " زاد بوم " و " حریم " رو تا امروز دیدم . تا اینجا که از فیلم " صداها " و " زادبوم " بیشتر خوشم اومده , با فیلم " صندلی خالی " با همهء ساختارشکنیش و خاص بودنش نتونستم ارتباط برقرار کنم ولی نماهای عکاسانه و بسیار زیباش وقعا مسحورم کرد , دیدنش تجربه خیلی خوبی بود , انگار داشتم یه سری عکس خیلی خوب تماشا می کردم . توی این فیلم بحث جبر و اختیار مطرح شده بود و کارگردان به نوعی سعی داشت ذهن بیننده رو با این مقولهء همیشه مبهم درگیر کنه و البته تا حدودی هم موفق شده بود اما بعضی سکانسها اصلا برام جالب نبود مثل صحبت کردن سگ , یا نمای پایانی فیلم که به صورت انیمیشن کار شده بود یا به هم ریختگی فیلنامه در بعضی قسمتا که دیگه خیلی اغراق شده بود در جنبهء طنزش . فیلم " صداها " درباره قتلی بود که در یک ساختمان سه طبقه اتفاق می افته و بقیهء ساکنان اون ساختمان به نوعی درگیر این قتل میشن , بازی خوب رضا کیانیان , رویانونهالی و آتیلا پسیانی به روند داستان فیلم خیلی کمک کرده بود و اینکه فیلم از پایان داستان شروع شده بود و پله پله به شروعش رسید و تمام شد هم از نکات جالب توجه فیلم بود اما حضور بی معنی و خنثی همسایه ها در فیلم و ماجرای قتل برام گنگ و مبهم بود و با اینکه داستان زندگی اونها هم هر کدوم در نوع خودش می تونست جالب باشه اما در روند کلی فیلم یه موضع خنثی و وقت پر کردن بود و به نظر من حضورشون حتی باعث میشد ذهن مخاطب از داستان اصلی دور بشه و به براهه بزنه . فیلم " زاد بوم " که در پایانش نشست خبری با کارگردان مشهدیش " ابوالحسن داوودی " هم برگزار شد نسبت به بقیه فیلم هایی که دیدم متفاوت تر و خوش ساخت تر بود . داستان اصلی در خصوص محققی بود که در مورد لاک پشت ها تحقیق می کرد . لاک پشت هایی که بعد از ترک تخمشون به دریا میرن و سی سال بعد به همون نقطه ای که اونجا به دنیا اومدن بر میگردن و تخم گذاری می کنن . این موضوع با داستان زندگی این محقق و بچه هاش و حتی بعضی مسایل سیاسی گره خورده بود و به توعی میشه گفت یک فیلم سیاسی خوش ساخت از کار در اومده بود . بهرام رادان , عزت الله انتظامی , رویا تیموریان و مسعود رایگان توی این فیلم بازی میکردن . فیلم " حریم " که در گروه فیلم های ترسناک قرار می گرفت به نظرم می تونست یک فیلم خیلی خوب باشه اما اصلا فیلم خوبی نبود , فقط بازی خوب حمید فرخ نژاد عمیقا به چشم می اومد . البته بعضی از سکانس ها واقعا ترسناک بود و نفس رو حبس می کرد اما داستان اصلا چنگی به دل نمی زد . اما همینکه پای اینجور فیلم ها و اینجور تفکرها در سینمای ایران باز شده خودش جای بسی خوشحالیست . سینمای ایران از نظر کارکردش در ژانر وحشت واقعا ضعیف بوده و کلا فکر می کنم سه چهار تا فیلم بیشتر در این زمینه نداریم مثل " پارک وی " , " خوابگاه دختران " و البته به نظرم " حریم " از نظر القای حس وحشت به بیننده از اون دوتا و یا چند تای دیگه خیلی قوی تر بود اما از نظر فیلنامه و داستان فیلم ضعف های وحشتناکی داشت که البته خود این هم به نوعی ترسناکه !
* فیلمهای " میلیونر زاغه نشین " برنده جایزه گلدن کلوب آمریکا و کاندیدای بهترین فیلم اسکار 2009, " ویکی , کریستیانا , بارسلونا " آخرین فیلم وودی آلن و کاندیدای بهترین فیلم اسکار 2009 , " Revolutionary Road " " , " سینما پارادیزو " و " ماجرای عجیب بنجامین باتن " کاندیدای سیزده جایزه اسکار 2009 و چند تا فیلم دیگه رو هم در این مدت دیدم ( البته نه توی سینما ).
|